هوای تو

به نام آنکه ابری را می گریاند تا گلی را بخنداند

تبلیغات تبلیغات

آتش بزن ای عشق ! همه زندگی ام را

مانند دو خورشید که بالای زمین است چشم تو سفر کردنم از شک به یقین است روشن شده شب های پریشانی شعرم اینها همه از دولتی این دو نگین است ای معنی هر واژه ی مبهم !، چه نیازی با تو به لغتنامه ، به فرهنگ معین است گهگاه اگر اخم تو چون تلخی زیتون شیرینی لبخند تو شیرینی تین است دیوانگی ام گل بکند رفتم از اینجا با این دل بی حوصله که خانه نشین است آتش بزن ای عشق ! همه زندگی ام را آوارگی و در به دری بهتر از این است من عکس تو را باز در آغوش گرفتم چون برکه که با خاطره ی
ادامه مطلب

وبلاگ های پیشنهادی

جستجو در وبلاگ ها